ملا محمد مومن كرمانى
380
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
و چون خاطر نكبت مآثر خود را از امور آنها پرداخت ، مقضى المرام لواى طغيان و عصيان برافراخت ، و خود را در اندك زمانى مستعد و مستقل ساخت ، و توسن مراد حسب المرام به هر جانب بتاخت ، و از اطراف [ به هوادارى او ؟ ] بيرون آمدند ، و افاغنه فوجفوج به حضور شقاوت منظور آن ظالم قساوت كردار آمده ، مورد نوازش و تفقدات گرديده ، و قريب ده هزار نفر قشون ، متجاوز بر سر او جمعيت نموده - در كمال عزت و استقلال ، كار او بالا گرفته ، و كيفيت جرأت و بىباكى خود ، و قتل بندگان سپهسالار را مقروع سمع رؤساء و سرخيلان افاغنه شورابكى و پشنگى و لوگر و غيره - الى سرحد غزنين و كابل نموده ، فتح نامجات به جميع ولايات تابعه فرستاده . و عالى حضرات ميرزا قاسم ، و ميرزا محسنا - و چند نفر ديگر از ارباب اختيار و عمال سركار عظمتمدار سپهسالار مغفور - را كه به آنها ذخيره و سوء مزاج سابقه داشت - تمامى را دستگير ، و به غل و زنجير ، برده - در اندرون قلعه محبوس ، و يگانيگان را به انواع زجر و سياست به درجه شهادت فايز مىنمود - به تخصيص ميرزا قاسم را - كه به سبب گفتگوى سابق ، و دختر خواستن ، اميرويس را خفّت داده بود . و آن كافر بىدين ، به تقريب همين ، از قندهار جلاى وطن ، و مدت دو سال در سفر كعبه رياضت كشيده ، چنين روزى را به دعا مسئلت مىنمود ، و به استجابت دعا استظهار يافته بود - بالاخره بر مراد خود كامياب گرديد : دشمنِ دوستنما هرچه كند تزوير است * خصم خاموش نشين ، چون سگ غافلگير است پنج من گندم ، رفيق راه از جمعى مصدقين مذكور شد كه بنابر عداوت دينى و ذخيره سابقه كه اميرويس را با ميرزا قاسم بود - هرروزه او را به حضور شقاوت منظور مىطلبيد ، و